liquidation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\li.ki.da.sjɔ̃\/

اسم

  1. تسویه یا تعیین آنچه نامشخص بود، در همه انواع حساب‌ها
  2. فروش با قیمت پایین و تخفیف برای تخلیه سریع کالا، موجودی انبار
  3. حذف، عمل پایان دادن به چیزی یا زندگی کسی
  4. عملیات مربوط به پرداخت بدهی‌ها و تقسیم دارایی باقی‌مانده بین شرکا هنگام توقف فعالیت شرکت

مثال‌ها