laminer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\la.mi.ne\/

Conjugaison du verbe laminer

فعل

  1. نورد کردن فلز؛ تبدیل فلز به ورق با ضخامت یکنواخت
  2. لمینیت کردن؛ پلاستیک‌کاری
  3. له کردن، خفه کردن، نابود کردن
  4. شکست دادن، کوبیدن

مثال‌ها