lâcher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\lɑ.ʃe\/

Conjugaison du verbe lâcher

فعل

  1. شل کردن؛ سست کردن
  2. رها کردن؛ آزاد گذاشتن
  3. دست از سرِ کسی برداشتن؛ راحتش گذاشتن
  4. از خواستهٔ خود عقب نشستن؛ از قیمت کم کردن
  5. از دست دادن؛ رها شدن از دست؛ بر زبان آوردن
  6. (عامیانه) باد رها کردن
  7. دست از پشتیبانیِ کسی، طرحی یا آرمانی برداشتن؛ رها کردن
  8. سراندن؛ کسی را به دنبالِ دیگری فرستادن
  9. باز کردن؛ گشودنِ دریچه
  10. شلیک کردن؛ در کردن
  11. (امری) دست از سرِ کسی برداشتن
  12. (ضمیری) خود را رها کردن؛ لگام از دست دادن و از هنجارها بیرون زدن
  13. (ضمیری) حرف‌های بی‌ادبانه، گستاخانه یا زشت گفتن
  14. جا گذاشتن؛ از حریف پیش افتادن

اسم

  1. رهاسازی؛ عملِ رها کردنِ دسته‌جمعی در فضا

مثال‌ها