flancher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\flɑ̃.ʃe\/

Conjugaison du verbe flancher

فعل

  1. بازی کردن
  2. شوخی کردن، دست انداختن
  3. ضعیف شدن و ادامه ندادن تلاش در یک لحظه تعیین‌کننده (کم آوردن)
  4. تولید صدای ناخوشایند شبیه به فریاد و ناله
  5. ضعیف شدن، از کار افتادن
  6. از کار افتادن (متوقف شدن عملکرد)

مثال‌ها