invertébré

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · اسم · /\ɛ̃.vɛʁ.te.bʁe\/

صفت

  1. توصیف حیواناتی بدون ستون فقرات مانند حشرات، نرم‌تنان و کرم‌ها
  2. بی‌اراده

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ invertébrer

اسم

  1. حیوان بدون ستون فقرات

مثال‌ها