interner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.tɛʁ.ne\/

Conjugaison du verbe interner

فعل

  1. ملزم کردن به اقامت در محل معین بدون اجازه خروج
  2. زندانی کردن در تیمارستان
  3. برای دانش‌آموز، خوابیدن در مؤسسه آموزشی به عنوان شبانه‌روزی، پنسیونر بودن

مثال‌ها