inertie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\i.nɛʁ.si\/

اسم

  1. لختی، بی‌حرکتی؛ حالت چیزی که بی‌حرکت است.
  2. بی‌اثر بودن؛ عدم واکنش شیمیایی در حضور یک ماده.
  3. اینرسی، لَختی؛ مقاومت منفعلانه اجسام به دلیل جرمشان در برابر تغییر حالت سکون یا حرکتی که در آن قرار دارند.
  4. مقاومت منفعلانه با عدم اطاعت
  5. سستی، رخوت؛ فقدان مطلق فعالیت یا انرژی.

مثال‌ها