impuissance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.pɥi.sɑ̃s\/

اسم

  1. کمبود قدرت، وسایل برای انجام کاری
  2. ناتوانی جنسی
  3. احساسِ ناتوانی؛ این حس که آدمی هیچ قدرت یا اهرمی برای کاری ندارد.

مثال‌ها