impureté

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɛ̃.pyʁ.te\/

اسم

  1. آنچه در چیزی ناپاک، درشت و خارجی است و آن را فاسد می‌کند
  2. آلودگی ناشی از انجام اعمال ممنوع توسط قواعد مذهبی
  3. بی‌عفتی
  4. عنصری که به مقدار کم به نیمه‌هادی اضافه می‌شود تا ویژگی‌هایش تغییر کند

مثال‌ها