improviser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.pʁɔ.vi.ze\/

Conjugaison du verbe improviser

فعل

  1. بدون آمادگی قبلی و در لحظه شعر، آهنگ موسیقی، سخنرانی و غیره ساختن.
  2. بدون آمادگی قبلی سازماندهی کردن.

مثال‌ها