impromptu

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · قید · /\ɛ̃.pʁɔ̃p.ty\/

صفت

  1. درجا و بدون برنامه‌ریزی پیشین.

اسم

  1. کاری که در دم و بی‌تدارکِ قبلی انجام شود؛ کارِ بداهه.
  2. شعرِ کوتاه، هجویه، نمایشِ کوچک یا قطعهٔ موسیقی‌ای که در دم ساخته شده باشد؛ بداهه‌سرایی یا بداهه‌نوازی. در موسیقی، نامِ گونه‌ای قطعهٔ آزاد برای پیانو نیز هست.
  3. خوراکی که بی‌تدارکِ قبلی و در دم فراهم شود.

قید

  1. به طور ناگهانی و بدون آمادگی.

مثال‌ها