hybride

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\i.bʁid\/

اسم

  1. موجود دورگه
  2. شیء ترکیبی
  3. تبلت-لپ‌تاپ (دستگاه ترکیبی با صفحه لمسی جداشونده)
  4. وسیله نقلیه هیبریدی

صفت

  1. دورگه، هیبرید (حاصل از دو گونه یا نژاد متفاوت)
  2. ترکیبی، هیبریدی (متشکل از عناصر با ماهیت متفاوت)
  3. واژه مرکب (ساخته شده از ریشه‌های دو زبان مختلف)
  4. خودروی هیبریدی (دو نیرو محرکه، معمولاً سوختی و برقی)

مثال‌ها