guinder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɡɛ̃.de\/

Conjugaison du verbe guinder

فعل

  1. بالا کشیدن بار با قرقره یا وینچ
  2. نصب دکل با طناب مخصوص
  3. درباره ذهن یا اندیشه: حالت تصنعی و خشک همراه با ادعای تعالی

مثال‌ها