guindage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡɛ̃.daʒ\/

اسم

  1. بالا بردن بار با ماشین
  2. طول کلاف ابریشم
  3. بستن فنرهای صندلی هنگام روکش کردن
  4. عملیات بلند کردن دکل با طناب
  5. نحوه ثابت نگه داشتن تخته‌های عرشه پل نظامی روی تیرها

مثال‌ها