grelot

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡʁə.lo\/

اسم

  1. گوی فلزی توخالی با سوراخ و گوی داخلی که صدا می‌دهد
  2. زنگ روی وسایل جابه‌جایی شخصی
  3. گل با گلبرگ‌های پیوسته به شکل زنگوله
  4. سیب‌زمینی کوچک
  5. اندام صدادار دم برخی مارهای آمریکایی
  6. در نشان‌شناسی، نگارهٔ زنگوله بر نشانِ خانوادگی.
  7. یکی از چهار خال در ورق بازی آلمانی یا سوئیسی
  8. تلفن

مثال‌ها