grelotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɡʁə.lɔ.te\/

Conjugaison du verbe grelotter

فعل

  1. لرزیدن از سرما
  2. لرزیدن از ترس یا امید
  3. نور لرزان ساطع کردن

مثال‌ها