fuser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fy.ze\/

Conjugaison du verbe fuser

فعل

  1. ذوب شدن، مایع شدن در اثر حرارت
  2. فوران کردن مانند موشک، خارج شدن
  3. گسترش یافتن، پخش شدن
  4. به طور ناگهانی و درخشان ظاهر شدن
  5. به ضعف افتادن، مصرف شدن، پژمرده شدن
  6. سوختن بدون انفجار

مثال‌ها