flotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\flo.te\/

Conjugaison du verbe flotter

فعل

  1. روی آب یا مایع دیگر شناور بودن.
  2. در هوا موج زدن.
  3. در هوا معلق بودن.
  4. در لباس: لباس خیلی گشاد پوشیدن.
  5. در راهپیمایی حفظ نکردن ردیف (در مورد گروه).
  6. سرگردانی کردن؛ تغییر کردن؛ مردد بودن؛ نوسان داشتن.
  7. به طور گذرا روی صورت ظاهر شدن (در مورد حالات چهره).
  8. باریدن.

مثال‌ها