flanquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\flɑ̃.ke\/

Conjugaison du verbe flanquer

فعل

  1. ساختن استحکاماتی برای دفاع از بخش دیگر قلعه (در معماری نظامی)
  2. قرار داشتن در کنار یا جناحین (استحکامات)
  3. در پهلو قرار دادن، جناحین را پوشش دادن
  4. در کنار یا پهلوی چیزی قرار دادن (اشیاء)
  5. در جناح یک هنگ یا لشکر برای محافظت قرار گرفتن
  6. قرار گرفتن اشکال در کنار هم (در نشان‌شناسی)

مثال‌ها