flaquée
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fla.ke\/
اسم
مقدار مایعی که با شدت پاشیده شود
مثالها
On lui a jeté une flaquée d’eau par le visage.
Mots liés
flaquer
flare
flas
flash
flash
flask
flasque
flasque
flasquer
flat
flat
flat-top ride
flati
flatte
flatter
flatterie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی