flaquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fla.ke\/

Conjugaison du verbe flaquer

فعل

  1. با شدت آب یا مایعی را به سمت کسی یا چیزی پاشیدن.
  2. در دیگ ته‌نشین شدن، فرو ریختن در دیگ.
  3. شکافتن ماهی و مسطح (پهن) کردن آن.
  4. (عامیانه/مبتذل) مدفوع کردن.

مثال‌ها