flâner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\flɑ.ne\/

Conjugaison du verbe flâner

فعل

  1. پرسه زدن، گشت‌وگذار کردن بدون هدف و عجله.
  2. وقت‌گذرانی بی‌هوده، بطالت.
  3. (عامیانه) زدن، کوبیدن (مثلاً یک سیلی).
  4. (عامیانه) خود را تسلیم کردن، تن دادن.

مثال‌ها