ferrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\fe.ʁe\/

Conjugaison du verbe ferrer

فعل

  1. با آهن پوشاندن، آهن‌کوب کردن.
  2. نعل کردن (اسب، قاطر و غیره) با میخ.
  3. فلزکوب کردن انتهای بند یا نوار (مثل بند کفش).
  4. روکش کردن با طلا یا نقره (برای چیزی که معمولاً آهنی است).
  5. مسلط بودن کامل به یک موضوع.
  6. (ماهیگیری) با حرکت سریع مچ، قلاب را در دهان ماهی محکم کردن.
  7. (به قیاس با ماهیگیری) به دام انداختن.
  8. فریب دادن یک فرد ساده‌لوح برای تلکه کردن و پول گرفتن از او.

مثال‌ها