ferrière
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\fɛ.ʁjɛʁ\/
اسم
کیف چرمی حمل ابزار چرخساز، نعلبند و قفلساز
استخراج سنتی سنگ آهن پیش از معادن
بطری فلزی شراب مخصوص میز پادشاه
Mots liés
ferrique
ferronnerie
ferronnier
ferronnier
ferronnière
ferroviaire
ferrugineux
ferrugineux
ferrure
ferry
fers
fertile
fertilement
fertilisable
fertilisant
fertilisant
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی