éventer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.vɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe éventer

فعل

  1. خنک کردن با بادبزن
  2. در معرض هوا یا باد قرار دادن
  3. فاسد کردن با تماس هوا
  4. باز کردن برای ورود هوا
  5. آگاه شدن یا کشف کردن
  6. سبک‌سر کردن
  7. تشخیص دادن با بو
  8. بو کشیدن

مثال‌ها