environner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.vi.ʁɔ.ne\/

Conjugaison du verbe environner

فعل

  1. احاطه کردن در سطحی وسیع
  2. دور کسی یا چیزی بودن یا قرار گرفتن

مثال‌ها