épancher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.pɑ̃.ʃe\/

Conjugaison du verbe épancher

فعل

  1. ریختن مایع از ظرف با کج کردن آن
  2. خارج شدن خون یا مایع از رگ
  3. باز کردن دل با صداقت و اعتماد
  4. گسترده شدن یا پخش شدن

مثال‌ها