enguirlander

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.ɡiʁ.lɑ̃.de\/

Conjugaison du verbe enguirlander

فعل

  1. احاطه یا آراستن با گلدسته
  2. پوشاندن با ستایش و تملق، اغلب برای خوشایند
  3. سرزنش کردن؛ توبیخ کردن

مثال‌ها