enfilade

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑ̃.fi.lad\/

اسم

  1. ردیف اتاق‌های متصل آپارتمان.
  2. سلسله‌ای طولانی و خسته‌کننده.
  3. شلیک توپ به طول یک صف سربازان یا استحکامات.
  4. مبلمان سه‌تکه یا بیشتر در یک راستا.
  5. حمله همزمان به دو مهره هم‌خط در شطرنج.
  6. سلسله پیام‌های متوالی درباره موضوعی واحد.

مثال‌ها