emboutir

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.bu.tiʁ\/

Conjugaison du verbe emboutir

فعل

  1. با فشار محدب کردن ورق فلزی
  2. محدب کردن سرب
  3. با چکش یا قالب برجسته کردن فلز
  4. کار روی نقره با دستگاه
  5. پوشاندن چوب با فلز برای حفاظت
  6. آسیب زدن با برخورد

مثال‌ها