écrabouiller

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.kʁa.bu.je\/

Conjugaison du verbe écrabouiller

فعل

  1. له کردن، نابود کردن، از بین بردن
  2. بی‌اعتبار کردن، انتقاد شدید و علنی کردن

مثال‌ها