échantillonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.ʃɑ̃.ti.jɔ.ne\/

Conjugaison du verbe échantillonner

فعل

  1. جدا کردن تکه‌ای از پارچه به‌عنوان نمونه برای نشان دادن رنگ و جنس آن
  2. برداشتن نمونه‌ای نماینده از یک محموله برای آزمون و تأیید
  3. مقایسه وزن یا پیمانه با نمونه اصلی آن
  4. انجام بخشی از کار برای نشان دادن الگو
  5. نشان دادن سایه‌روشن هر بخش از طرح روی بوم فرش
  6. نمونه‌برداری دیجیتال

مثال‌ها