dévorer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.vɔ.ʁe\/

Conjugaison du verbe dévorer

فعل

  1. دریدن و خوردن؛ دربارهٔ جانورِ درنده: با حرص و شتاب خوردن.
  2. بلعیدن؛ با ولع خوردن.
  3. همه چیز را خوردن و چیزی نگذاشتن، به ویژه در مورد حیوانات مخرب.
  4. بلعیدن؛ با اشتیاق و شتابِ بسیار خواندن، مثلاً کتاب.
  5. با چشم خوردن؛ با ولع نگاه کردن.
  6. مسافتی را با شتابِ بسیار پیمودن؛ راه را بلعیدن.
  7. احساسی را فروخوردن؛ پنهان کردن، مثلاً اشک را.
  8. سوزاندن و نابود کردن؛ مثلاً آتشی که خانه را می‌بلعد.
  9. در ما اثری سخت گذاشتن؛ مثلاً عطش یا حسادتی که کسی را از درون می‌خورد.

مثال‌ها