déshériter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ze.ʁi.te\/

Conjugaison du verbe déshériter

فعل

  1. محروم کردن کسی از ارثی که می‌توانست ببرد.
  2. کم‌بهره کردن.

مثال‌ها