dégorger

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ɡɔʁ.ʒe\/

Conjugaison du verbe dégorger

فعل

  1. خارج کردن مایع اضافی
  2. بیرون دادن اشیای اضافی
  3. وادار کردن زالو به پس دادن خون مکیده
  4. باز کردن راه مسدود
  5. شستن چرم در آب جاری برای زدودن آلودگی
  6. شستن پشم برای حذف صابون و خاک
  7. حذف بخش‌های ناخواسته غذا مانند خون یا ناخالصی
  8. گرفتن آب یا نمک از سبزی، گوشت یا ماهی
  9. حذف ناخالصی‌های شراب
  10. آب کشیدن لباس
  11. خالی شدن یا رها کردن چیزی

مثال‌ها