croulant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\kʁu.lɑ̃\/

صفت

  1. در حال فروریختن

اسم

  1. آدم مسن، پیرمرد/پیرزن (عامیانه)

مثال‌ها