crosser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kʁɔ.se\/

Conjugaison du verbe crosser

فعل

  1. هل دادن با چوب‌دستی
  2. ضربه زدن با قنداق تفنگ
  3. ضربه زدن؛ آزار دادن
  4. با تحقیر رفتار کردن
  5. فریب دادن
  6. خودارضایی کردن
  7. زنگ زدن
  8. بدگویی کردن

مثال‌ها