cromorne

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kʁɔ.mɔʁn\/

اسم

  1. کنترباس ابوا در دوره باروک
  2. ثبت ارگ که صدای هشت‌پایی می‌داد
  3. تورنبو

مثال‌ها