comprimé

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kɔ̃.pʁi.me\/

اسم

  1. قرص (داروی فشرده‌شده)
  2. قرص حل‌شونده در آب
  3. قرص روکش‌دار، دراژه

صفت

  1. فشرده‌شده، تحت فشار متراکم شده

مثال‌ها