comprimer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɔ̃.pʁi.me\/

Conjugaison du verbe comprimer

فعل

  1. با فشار فشردن برای کاهش حجم
  2. فشردن، گذاشتن کمپرس
  3. متراکم کردن
  4. مانع عمل یا انفجار شدن

مثال‌ها