clinquant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · فعل · /\klɛ̃.kɑ̃\/

صفت

  1. ظاهری مصنوعاً درخشان و متظاهرانه

اسم

  1. تکه فلزی کوچک معمولاً طلایی یا نقره‌ای که روی گلدوزی و توری را می‌آراید
  2. تکه فلزی برای ضخیم‌تر کردن بخش فرسوده یک مکانیزم
  3. تزئینات متظاهرانه و بیش از حد درخشان
  4. لایه فلزی نازک زیر سنگ‌های جواهرسازی برای درخشان‌تر کردن یا تغییر رنگ

فعل

  1. اسم فاعل فعل clinquer (صدای فلزی دادن)

مثال‌ها