charrier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\ʃa.ʁje\/

Conjugaison du verbe charrier

فعل

  1. با گاری یا ارابه حمل کردن.
  2. با خود حمل کردن.
  3. با خود بردن، کشاندن (در مورد جریان آب).
  4. بردن شکار، به دنبال آن کشیده شدن.
  5. حرف‌های نامربوط زدن، داستان‌های غیرمحتمل تعریف کردن، اغراق کردن.
  6. سر به سر کسی گذاشتن، دست انداختن (به طور دوستانه).

اسم

  1. پارچه ضخیمی که برای نگه داشتن خاکستر روی تشت رخت‌شویی استفاده می‌شد.

مثال‌ها