پیچ یا دکمهٔ تنظیمِ کلیدِ برق، پتانسیومتر و مانندِ آن.
دکمهٔ مجازی؛ ناحیه یا نمادی روی صفحه، وبگاه یا برنامه که با زدنش کاری انجام میشود.
مثالها
Les marches boueuses portaient l’enseigne de chaque métier en offrant aux regards des découpures de cuivre, des boutons cassés, des brimborions de gaze, de sparterie. — پلههای گلی نشانه هر حرفه را با ارائه برشهای مسی، دگمههای شکسته، خردهریزهای گاز، و طناببافی به نگاهها حمل میکردند.
M. Hyacinthe a revêtu son costume le plus somptueux : une redingote, que son embonpoint soumet à des efforts de plus en plus tendus. C’est qu’elle ne date pas d’hier. Il l’a inaugurée il y a douze ans. Et dame ! depuis lors il a grossi. L’étoffe se tire tellement à l’endroit des boutons que ceux-ci ressemblent à des comètes, dont la queue en éventail est faite d’une infinité de plis. — آقای هیاسنت گرانترین لباسش را پوشیده: یک ردینگوت که چاقیاش آن را تحت فشارهای فزاینده قرار میدهد. چون این لباس دیروز دوخته نشده. دوازده سال پیش آن را آغاز کرد. و خانم! از آن زمان چاق شده. پارچه در محل دگمهها آنقدر کشیده میشود که آنها شبیه دنبالهدارهایی هستند که دم بادبزنیشان از تعداد بیشماری چین ساخته شده.
Boutons-olives, bleu vif ou vert cru, tous les rouges, verts et bleus des boutons en corozo encore cousus sur des cartons bordés d’un filet doré tout terni. Boutons enfilés sur un fil noué, sortes de bracelets, ainsi qu’en faisaient les ménagères économes avant de jeter un vêtement. — دگمههای زیتونی، آبی روشن یا سبز خام، همه قرمزها، سبزها و آبیهای دگمههای کوروزو که هنوز روی مقواهایی با لبه طلایی کاملاً کدر دوخته شدهاند. دگمههایی که روی نخی گرهخورده ردیف شدهاند، نوعی دستبند، همانطور که زنان خانهدار صرفهجو پیش از دور انداختن لباس انجام میدادند.
Bouton à bois. Boutons à feuilles. Bouton à fruit. — تکمه چوبی. تکمههای برگ. تکمه میوه.
Il y a beaucoup de boutons à cet arbre. — این درخت تکمههای زیادی دارد.
Ce fut par un de ces mauvais jours que Pascal, s’étant approché d’une fenêtre, aperçut son voisin, M. Bellombre, le professeur retraité, en train de faire le tour de ses arbres, pour voir s’ils avaient beaucoup de boutons à fruit. — در یکی از این روزهای بد بود که پاسکال، با نزدیک شدن به پنجرهای، همسایهاش، آقای بلومبر، استاد بازنشسته را دید که در حال گشتن دور درختانش است تا ببیند آیا تکمههای میوه زیادی دارند.