bousculer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bus.ky.le\/

Conjugaison du verbe bousculer

فعل

  1. به هم ریختن، زیرورو کردن.
  2. هل دادن، تنه زدن؛ از هر سو هل دادن.
  3. (مجازی) بر هم زدن (برنامه، عادت‌ها).
  4. (se bousculer) به هم تنه زدن، ازدحام کردن.
  5. (مجازی) در هم آمیختن، به هم خوردن (اندیشه‌ها یا خاطره‌ها).

مثال‌ها