braie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\bʁɛ\/

اسم

  1. شلوار گشاد و تنگ در پایین که اقوام باستان می‌پوشیدند
  2. پوشش آهنی دسته چکش آهنگری
  3. پوشش پارچه‌ای سوراخ سکان کشتی
  4. پارچه برای پشت کودک
  5. ابزار موم‌ساز برای خرد کردن موم
  6. تکه کاغذ بریده برای محافظت از سفیدها هنگام چاپ
  7. قطعه‌ای دوتایی برای کمک به سنگ‌های آسیاب بادی
  8. کمربند چوبی یا سنگی محافظ پایه قلعه در برابر توپخانه
  9. تکه چرم یا بوم قیراندود برای آب‌بندی گوشه دکل‌ها
  10. تور ثابت به شکل ترال با تیرک‌های باز و ورودی به سمت ساحل

مثال‌ها