couche

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\kuʃ\/

اسم

  1. بستر؛ جای خواب
  2. آنچه در بستر می‌گذرد و پیامدِ آن
  3. زایمان.
  4. پوشک کودکان.
  5. بستر کودی برای کاشت.
  6. جای خوابیدن گله.
  7. لایه‌ای که روی چیز دیگری قرار می‌گیرد.
  8. رنگ یا فلز برای پوشش سطح.
  9. لایه‌ای از چیزی.
  10. لایه زمین‌شناختی.
  11. لایه نازک ماده.
  12. لایه نازک روی درخت.
  13. پوشش سطحی برای ایجاد خاصیت.
  14. لایه‌ای در ساختار.
  15. یکی از سطوح مدل OSI.
  16. لایه داده در پردازش تصویر.

مثال‌ها