blocage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\blɔ.kaʒ\/

اسم

  1. عمل جمع کردن به صورت بلوک
  2. چیدن بلوک سنگ‌های ساختمانی
  3. مجموعه سنگ‌های کوچک برای پر کردن فضاهای خالی بین سنگ‌های بزرگ
  4. کنشِ بستن و از حرکت بازداشتن.
  5. حرکت دفاعی برای خنثی کردن ضربه حریف
  6. حرف واژگون که به جای حرف گم‌شده در حروف‌چینی قرار می‌گیرد
  7. ویژگی تکامل جنگل که به دلیل وضعیت خاصی متوقف شده
  8. پدیده هواشناختی که ثبات در تغییرات آب و هوا در یک منطقه جغرافیایی برای چندین روز ایجاد می‌کند

مثال‌ها