aveugler

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.vœ.ɡle\/

Conjugaison du verbe aveugler

فعل

  1. کور کردن.
  2. خیره کردن، برای مدتی کارکرد بینایی را مختل کردن.
  3. از آگاهی نسبت به حقیقتی جلوگیری کردن.
  4. از استفاده از عقل محروم کردن.
  5. سوراخ را بستن.
  6. راه آب را به طور موقت تا جایی که ممکن است بستن.
  7. کور شدن.
  8. خود را از استفاده از عقل محروم کردن.

مثال‌ها