pulsation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pyl.sa.sjɔ̃\/

اسم

  1. ضربان قلب، شریان یا هر عضو انقباض‌پذیر طبیعی دیگر
  2. ضربانِ منظمی که آغازِ هر ضرب را نشان می‌دهد و می‌توان آن را با ضرب‌سنج شنیدنی کرد یا نوازنده در خود درونی‌اش کند؛ سرعتِ آن ضرباهنگِ قطعه را تعیین می‌کند.
  3. تغییر درخشندگی ستاره متغیر

مثال‌ها