pattern
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\pa.tɛʁn\/
اسم
نقش گرافیکی قابل تکرار.
الگوی طراحی.
در عبارتهای منظم (regex)، رشتهای از نویسهها که الگوی جستوجو را میسازد.
الگوی ریتمیک پایه.
توالی منطقی، اغلب درباره عادات رفتاری.
نقش چاپ پارچه.
الگوی طراحی لباس.
Mots liés
pattes
pattu
pattue
patu
pâturage
pâture
pâturer
paturon
pau
Paul
paulownia
paumé
paume
paumée
paumée
paumées
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی